اختلالات یادگیری ریاضی
مقدمه
به جرات می توان گفت که یادگیری از عوامل مهم تبیین رشد شخصیت به حساب می آید. بی تردید هر عاملی که روی یادگیری ا ثر بگذارد ،بر کل سیستم شخصیت فرد تاثیر خواهد گذاشت. یکی از مواردی که روی فرآیند طبیعی یادگیری اثر می گذارد وبه تبع آن استعدادها ،علایق،نگرش ها،آموزش کارایی وبه طور کلی شخصیت فرد تحت تاثیر آن قرار می گیرد،ناتوانی یادگیری است. یادگیری ممکن است بدون هیچ مشکلی حاصل شود یا بر عکس وجود پاره ای مشکلات سبب یاد نگرفتن یا اختلال در آن شود. با توجه به این موضوع مربیان وآموزگاران از دیر باز متوجه کودکانی بودند که در یادگیری مواد درسی دشواری داشتند ودر پیشرفت تحصیلی به آن حدی که امید به حصول آن بود،توفیق به دست نمی آوردند. کم آگاهی ها ونا آشنایی های مسئولان،مربیان و والدین در این زمینه سبب می شود که گاهی این کودکان به خطا به مدارس دانش آموزان عقب مانده ذهنی فرستاده می شوند ویا با لاجبار در مدارس عادی باقی می مانند.
کلید واژه:
اختلال یادگیری . یادگیری ریاضی
اختلال یادگیری چیست؟
یک اختلال یادگیری به وسیله متخصصان بهداشت روانی و پزشکی به عنوان یک اختلال عصب زیست شناختی و یا اختلال پردازش زبان تشخیص داده شده که به وسیله عملکرد مغز به وجود آمده است. یکی از پیامدهای ناکارآمدی مغز شیوهای که افراد مبتلا به اختلال یادگیری اطلاعات را کسب کرده و پردازش میکنند که از عملکرد عادی و قابل انتظار برای کودک یا بزرگسالی که میتواند بدون مشکل جدی یاد بگیرد، متفاوت است. یک اختلال یادگیری ممکن است از لحاظ علمیدر حوزههای شناسایی کلمه، ادراک خواندن، حساب کردن، استدلال کردن، هجی کردن ویا کلمهبندی نوشتن به وجود آید. یک اختلال یادگیری غالبا وابسته به عملکرد غیرعادی مغز به علاوه در حوزه گفتار است. یک اختلال یادگیری که در زمینه علمیتشخیص داده شده است ممکن است در زمینههای دیگر نیز اختلال ایجاد کند. به طور مثال فعالیتهای روزمره یک فرد در خانه ممکن است از ناتوانی بالقوه حافظه، استدلال و یاحل مساله تاثیر بگیرد و وابسته به مشکل عصب زیست شناختی باشد. به علاوه ممکن است تاثیر نامطلوبی بر ارتباطات اجتماعی بگذارد زیرا که ضعف فرایند شناختی فرد باعث میشود که او در فکر کردن و یارفتار درچا اشتباه ویا دچار کج فهمیرفتار دیگران گردد.
از دهه ي 1960 كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري توجه مطالعات رواني و آموزشي بوده اند و در واقع شاخه جديدي است كه به آموزش و پرورش ويژه افزوده شد .
هر چند كه ناتواني هاي يادگيري يك قلمرو نسبتا جديدي است لكن رشد مفهوم آن ظاهرا سريع بوده به طوريكه از طريق آميختگي پيشه هاي متعدد به صورت يك پيشه گسترده ميان رشته اي جلوه گر شده است . در كوشش هاي مكرري كه براي تعيين جمعيت كودكان ناتوان در يادگيري به عمل آورده ابعاد مختلف مساله مورد توجه قرار گرفته است و هر گروهي بر اساس ديدگاه خود و با شيوه متفاوتي مساله را بررسي و تعريفي از آن به دست داده است .
در سال 1968 يك تعريف به وسيله كميته مشورت ملي در مورد كودكان ناتوان در گزارش ساليانه آنها به كنگره به عمل آمد " كودكان ناتوان در يادگيري در يك يا چند فراگرد اساسي رواني در ارتباط با فهميدن يا كاربرد زبان شفاهي يا كتبي ناتواني نشان مي دهند تظاهرات اين ناتواني ممكن است به صورت اختلال در
گوش دادن ، فكر كردن ، سخن گفتن ، خواندن ، نوشتن هجي كردن يا حساب باشد .
اين اختلالات را نتيجه شرايطي دانسته اند كه شامل نقائص ادراكي ، ضايعه مغزي ، اختلال جزيي در كاركرد مغز ، نارساخواني ، اختلال گويايي و غيره است ناتواني يادگيري اين كودكان از نوع مشكلاتي نيست كه بدايتا مربوط به بينايي ، شنوايي ، يا نقائص حركتي ، عقب ماندگي ذهني پريشاني عاطفي و يا كمبود امكانات محيطي باشد .
علت اختلال یادگیری چیست؟
افراد مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در تمام سطوح و در تمام پايه هاي كلاسي از آمادگي تا دانشگاه وجود دارند امتياز آن عده از كودكاني كه در سطوح دبستاني درس مي خوانند اصولا اين است كه تاكيد و علاقه به شناسايي و درمان اين گونه كودكان در اين دوره بيشتر است بنابراين در آينده از شمار مبتلايان به اين ناتواني در سطوح بالاتر آموزشي كاسته خواهد شد.
شیوع وقاعی این اختلالات ناشناخته است. حدود ٥ تا ١٠ درصد کودکان سنین مدرسه توسط ناتوانیهای یادگیری درگیر میباشند. اختلال خواندن نسبت به اختلالات دیکته و ریاضیات شایعتر میباشد. در مواردی نیز به طور مختلط هر سه نوع اختلال ممکن است دیده شود.
اختلالات یادگیری در پسران شایعتر از دختران است. این نسبت در پسران سه برابر دختران و گاهی پنج برابر میباشد. شاید علت این افزایش شیوع در پسران به علت آن باشد که پسران ناکامی تحصیلی خود را به گونههای مختلف مشکلات رفتاری بیرون میریزند و بیشتر به دلیل همین مشکلات رفتاری ارجاع میشوند ولی دختران هنگام مواجهه با ناکامی تحصیلی بیشتر مضطرب و افسرده شده و در نتیجه دیرتر تشخیص داده میشوند.
چرا مهم است که اختلالات یاد گیری را تشخیص دهیم؟
بسیاری از کودکان که در نهایت تشخیص اختلال یادگیری میگیرند، معمولا در ابتدا با مشکلات هیجانی و رفتاری مراجعه میکنند و بالعکس بسیاری از کودکانی که در ابتدا تشخیص اختلال یادگیری بر آنها گذاشته میشود در مراحل بعدی کودکی به علت مشکلات ثانویه ناشی از ضعف و ناتوانی در یادگیری دچار ناراحتیهای روانپزشکی میگردند.
پیشرفت تحصیلی کودک تاثیر بسزایی برای اعتماد به نفس و تصویر مثبت ذهنی او از خود دارد به همین دلیل شکست نسبی یا مطلق تحصیلی در مدرسه یک عامل خطر مهم برای اختلالات روانپزشکی میباشد.مدارک مهمی وجود دارد که در دوره نوجوانی ارتباط مهمی بین اختلال سلوک و اختلال یادگیری وجود دارد. درصد بسیاری از نوجوانانی که رفتارهای ضد اجتماعی دارند به طور هم زمان تشخیص یک اختلال یادگیری را نیز دارند که عامل خطر مهمی در این افراد برای گرایش به سوء مصرف مواد مخدر است. در دانش آموزانی که اختلال یادگیری دارند احتمال مصرف مواد مخدر بیش از جمعیت عمومی میباشد. همچنین موارد دیگری که در کودکان با اختلال یاگیری دیده میشود شامل اختلال بیش فعالی، کم توجهی، اختلالات رفتاری مختلف و افسردگی و اضطراب میباشد.معمولا این کودکان اسیر یک چرخه هیجانی منفی میشوند. به این صورت که ناتوانی تحصیلی منجر به احساس شکست و ناکامی، اعتماد به نفس ضعیف، اضطراب، افسردگی و نقص در کفایت اجتماعی میگردد که این موارد با توانایی کودک برای مشارکت فعال و موثر در امور مدرسه تداخل میکند و مشکل یادگیری باعث تشدید موارد فوق میگردد و وضعیت کودک بدتر و بدتر میشود.
انواع اختلالات یادگیری ریاضی
تشابه اوليه كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ، عدم قدرت آنها در يادگيري است اختلاف ميان اين كودكان تنها زماني خود را نشان مي دهد كه انواع ناتواني هايي كه به آن مبتلايند طبقه بندي شود .
ناتوانيهاي افتراق بينایی
ممكن است كودكانيكه ناتواني افتراق بينايي دارند، داراي تيزبيني طبيعي باشند هنگامي كه كودكان نمي توانند بين مشخصاتي نظير شكل، اندازه، فاصله و ساير جزئيات مناسب افتراق قايل شوند احتمالاً در يادگيري و بازشناسي و استفاده از حروف چاپي، نمرات و اعداد و محاسبه كردن مشكل خواهند داشت.
ناتوانيهاي بينايي- حركتي
كودكانيكه براي ايجاد هماهنگي بين حركاتشان و آنچه مي بينند مشكل دارند براي تحول مهارتي كه كپارت آنرا «جور كردن ادراكي- حركتي» مي خواند ناتوان خواهند بود. كودك براي ساخت يك سري كامل از جور كردنها بين موقعيت چشمها و دستهايش در تماس با اشياء و يا دستكاري آنها مشكل خواهند داشت ممكن است اختلالاتي در سه نقطة كليدي در تحول هماهنگي بينايي-حركتي رخ دهد.
اول: آنكه ممكن است كودكي در ايجاد تحول آگاهي دروني دربارة سمت راست و چپ بدنش و تفاوتهاي آنها شكست بخورد (برتري جانبي) هنگامي مي توان اين موضوع را مشاهده كرد كه كودك نمي تواند از هر يك از دو طرف بدنش به طور مستقل استفاده كند ممكن است هر دو طرف بدن يك كار را در يك زمان انجام دهند يا يك طرف حركات بيهودة كوچكي انجام دهد. مثلاً با مشاهدة كودكي كه با دست راست روي تخته سياه مي نويسد. شما مي توانيد دست و بازوي چپ او را ببنديد كه حركت بي اختيار و ناهماهنگي را در همان زمان انجام مي دهند چنين به نظر مي رسد كه يك بخش كوچك از فعاليت حركتي دست و بازوي راست به دست و بازوي چپ منتقل شده است در موارد ديگر ممكن است تنها يك طرف عمل را رهبري كند در حاليكه طرف ديگر نافعال مانده يا مانع و مزاحم عمل دست طرف ديگر است.
دوم: نقص جهتي: اين مورد گاهي در كودكان پيش مي آيد كه ياد نگرفته اند بين طرف چپ و راست افتراق قايل شوند.
سوم: مشكلاتي در هماهنگي بينايي- حركتي كه مي تواند در موارد زير باشد:
فعاليتهاي مداد و كاغذي،انداختن گرفتن بريدن دستكاري اسباب بازيها يادگيري هرگونه تكليف هماهنگي بين دست-چشم
ناتوانيهاي سرعت ادراكي
كودكانيكه سرعت ادراكي آنها كم است به زمان زيادي براي تجزيه و تحليل درون داده هاي بينايي يا شنوايي و تدوين و بيان يك پاسخ مناسب نياز دارند. اين نوع ناتواني مي تواند ميزان و سرعت يادگيري خواندن، نوشتن يا محاسبه كردن را كم كند مثلاً كودكي ممكن است 15 پرنده را در يك دقيقه روي درخت يا آسمان پيدا كند در حاليكه كودك ديگر فقط هشت پرنده را در همان مقدار زمان پيدا مي كند.
چه عواملي باعث بروز اختلالات يادگيري هستند ؟
ثابت شده است كه علل بروز ناتواني هاي يادگيري نسبتا مبهم است برخي از مشكلات كنوني درباره ي مفهوم ناتواني هاي يادگيري بازتابي است از
ناتواني ما در اشاره ي دقيق به علل بروز ناتواني هاي يادگيري كه شاهدش هستيم. روشن است كه آگاهانه يا ناآگاهانه مساله علل بروز ناتواني هاي يادگيري را به فراموشي و بي توجهي مي سپاريم بر حسب درك ما از ناتواني هاي يادگيري و نگرش اوليه حرفه اي ما ( پزشكي ، روان شناسي ، تعليم و تربيتي ) نسبت به ناتواني هاي يادگيري ممكن است ما به علل خاصي توجه پيدا كنيم تا آن كه به رابطه ي علّي دشواري بپردازيم . اما تجربه ي گذشته و عمل كنوني به ما ثابت مي كند كه ناتواني هاي يادگيري مفهومي چند رشته اي است و ارتباط بين متخصصان رشته هاي مختلف در اين امر بايد برقرار باشد .
الف) عوامل آموزشي
1- تدريس ناكافي و ناصحيح به كودكان 2- عدم فراگيري معلم از مهارت هاي لازم جهت تدريس درسهاي پايه در مدارس 3- توقعات فوق العاده بالا يا فوق العاده پايين معلمان 4- برنامه ريزي و طرح برنامه ي آموزشي ضعيف 5- عدم فعاليتهاي برانگيزنده 6- تدريس عملي ناصحيح 7-يادگيري و حركتي و جسمي و
عدم پرداختن به يادگيري هاي زبان شفاهي 8- استفاده نادرست از روشها و مداد و برنامه درسي
ب) عوامل محيطي
عوامل محيطي بسياري وجود د دارد كه مي تواند به پيچيدگي ناتواني هاي يادگيري بيفزايد و حتي شايد سبب ساز آن باشد .
- تغذيه بهداشت سلامتي
انگيزش ضعيف توجه ناكافي و ضعف در انجام كار بر اثر گرسنگي و وجود رنگ ها و مزه هاي مصنوعي در غذاها طبق نظر فاين گولد روي تحرك بيش از حد كودك موثر است . سرماخوردگي مزمن ، مشكلات تنفسي ، آلرژيها و … در ناتواني يادگيري كودك موثر است .سقوط ، آسيب ديدگي مغزي ، ضربه وارد به سر و … در ناتواني يادگيري موثر است .
- تحريك حسي
كودك در حال رشد نيازمند درون دادهاي حسي است تا درباره محيط و خود و هر دو بياموزد يعني كودك به تجربه هايي نياز دارد تا بياموزد كه چگونه بياموزد .
- تحريك زباني
زبان به واسطه ي نقشش در تفكر و يادگيري ساير مهارتها در محيط زندگي كودك جايگاه ويژه اي دارد و ممكن است ناتواني كودك از نبود مدل هاي درست در اوايل رشد وي سرچشمه گرفته باشد .
- رشد اجتماعي و عاطفي
بسياري از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري مضطرب ، نامطمئن و بي اختيار و سركش هستند كه ممكن است اين رفتارها با فقدان امنيت طبيعي ، ثبات محبت و گرمي و پذيرش در منزل و محيط مدرسه پيوند داشته باشد .
ج) عوامل رواني
امكان دارد كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در عملكردهاي رواني پايه چون ادراك ، حافظه و شكل درون به مفاهيم اختلال داشته باشند .
د)- عوامل فيزيولوژيكي
بسياري از متخصصان بر اين باورند كه علل اساسي و عمده ناتواني هاي يادگيري آسيب ديدگي مغزي ، شديد يا جزيي و صدمه وارده به دستگاه عصبي و مركزي است .
ه)- عوامل ژنتيكي
شواهدي در دست است كه نشان مي دهد ناتوانيهاي يادگيري احتمالا در برخي خانواده ها بيش از ديگران ديده مي شود در واقع عوامل ژنتيكي در شمار وسيعي از ناتواني هاي يادگيري نقش دارد .
ز) – عوامل بيوشيميايي
اختلال هاي گوناگون متابوليكي در حكم عواملي هستند كه موجب ناتواني هاي يادگيري مي شوند مثل هايپوگليسمي ، كم كاري تيروئيد و …
ژ)- تاخير رشد
بندر ، دهريش ، جانسكي ، لانگ فود … اظهار مي دارند كه عدم ظهور علائم رشد برخي از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ممكن است از تاخير رشد برخي اجزاي دستگاه عصبي مركزي سرچشمه گرفته باشد كه اين گونه كودكان پس از بزرگتر شدن بر اين مشكلات غلبه مي كنند .
چ)- نقص جزيي در كار مغز
به نظر مي آيد هر گونه نتيجه گيري درباره ي حياتي بودن آسيب ديدگي مغزي در كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري در بهترين شرايط فقط جنبه تجربي و آزمايشي دارد .
برای درمان اختلال یادگیری ریاضی چه باید کرد؟
متاسفانه جواب کوتاه ،خلاصه وفراگيري براي اين سوال وجود ندارد زيرا نه تمام دانش آموزان کاملا مشابه يکديگرند ونه مشکلات آنها لزوما همسان است. بديهي است بايد براي درمان اختلال يادگيري رياضي اقدماتي انجام داد که ما اينجا بعنوان گام از آنها نام مي بريم .
اولين گام : بايد از طبيعي بودن دانش آموزان مطمئن شويم (کودک فاقد عقب ماندگي ذهني وضايعه مغزي بوده وبه لحاظ رواني عادي باشد.
دومين گام : اگر کودک ضايعه مغزي ندارد وبه لحاظ هوشي ورواني نيز طبيعي است ،پس چه دلايلي وجود دارد که در درس رياضي با همسالان خود متفاوت باشد؟همه ما از زمان تولد تا دوره دبستان ودبيرستان گسترده انبوهي از تجارب داريم اين تجارب باعث مي شوند که تمام اعمال بدني وذهني که براي رشد مغز وذهن مفاهيم بنيادي رياضي را براي ما قابل فهم مي کند. تجاربي اين چنين بايد در دوران هاي مختلف رشد وبا ترتيب معيني صورت پذيرد موفقيت در تشکيل مفاهيم در هر دوره براي موفقيت در ادراک مفاهيم دوره بعدي ضرورت دارد وبايد پلکان نردبان رشد راطي کرد.
سومين گام برنامه باز پروري : اين کار با تنظيم پرسشنامه ها صورت مي پذيردکه با جواب بلي يا خير توسط مربي ارزيابي مي شود. در اينجا پاسخي که با خير مشخص ميشود از مواردي است که مربي بايد براي باز پروري آن اقدام نمايد.
چهارمين گام : برنامه آموزشي بر اساس موارد ناتواني کودک طرح کنيم.
درمان ناتواني ها با استفاده از بازي :
بازي براي کودک يک نياز اجتناب نا پذير است . مي توان گفت بازي براي کودک همان اهميت را دارد که آب براي ماهي واکسيژن براي تمامي موحودات زنده . به عقيده پستالوزي[1]« بازي يک تمرين تکاملي وظايف ومهارت هاي دوران بلوغ است.
نظريه هاي مربوط به بازي براساس باورميشل وميس عبارتنداز:
1- نظريه هاي مربوط به انرژي اضافي
2-نظريه هاي مربوط به تنش زدائي وايجاد آرامش
3- نظريه هاي مربوط به اعمال پيش تمريني
4- نظريه هاي مربوط به تجديد تکامل
جمع بندی
با توجه به تعاريفي كه از دانش آموزان داراي مشكلات يادگيري گفته شد به نظر مي رسد معلمين از جمله اولين كساني هستند كه متوجه اينگونه دانش آموزان مي شوند و پس از اينكه روشهاي گوناگون ياد دهي – يادگيري را اجرا مي كنند ولي در مورد چنين كودكاني به موفقيت چشمگيري نمي رسند آنان را به مراكز آموزش وتوانبخشي مشكلات ويژه يادگيري هدايت مي كنند .
منابع :
1-اچ ايلوارد ، اليزابت – ار براون ، فرانك ترجمه برادري ، رضا ، تشخيص و ساماندهي ناتواني هاي يادگيري ، ناشر ، سازمان آموزش و پرورش استثنايي ، چاپ اول ، زمستان 77.
2- تبريزي ، مصطفي ، درمان اختلالات خواندن ، انتشارات گفتمان خلاق ، چاپ اروين، چاپ اول 1380.
3- دلاكاتو ، كارل ، ترجمه سرحدي زاده ، فاطمه ، اختلال خواندن ، چاپخانه پرتو ، تهران چاپ اول 1368.
4- فريار ،اكبر ، رخشان ، فريدون ، ناتواني هاي يادگيري.
5- كرك ، ساموئل ، چالفانت ، جيمز ترجمه : رونقي ، سيمين ، خانجاني ، زينب ، وثوقي رهبري ، مهين، ناشر: سازمان آ.پ استثنايي ، چاپ اول زمستان 77 .
6- والاس ، جرالد ، امك لافلين ، جيمز ، ناتواني هاي يادگيري مفاهيم و ويژگيها ، ترجمه منشي طوسي ، م تقي ، انتشارات آستان قدس رضوي ، چاپ سوم 73.