آموزش ریاضی
۱)هدفهای شناختی:
هدفهای شناختی شامل دانش نظری و شناختی ریاضیات و قاعدتا بصورت محتوا و متون درسی ارائه می شوند و مواردی مثل اصطلاحات ریاضی و دانش مفاهیم و... را دربر میگیرند.
۲)هدفهای عاطفی:
کلیه رفتارهایی که به علاقه و احساس و نگرشها و باورها و ارزشها مربوط می شوند در این دسته قرار می گیرند
داشتن اعتماد بنفس و نداشتن اضطراب و قدرت تصمیم گیری به هنگام حل مسایل ریاضی نمونه هایی از توانایی عاطفی در ریاضیات است
اظهار ناامیدی نسبت به یادگیری ریاضیات یک احساس عاطفی گرم ولی منفی است در مقابل داشتن این عقیده که فرمولهای ریاضی را می توان حفظ کرد یک عاطفه سرد محسوب می شود زیرا فاقد احساس است
حیطه عاطفی در ریاضیات را به سه دسته تقسیم می کنند:
۱-باورهای فردی
۲-نگرش هایی که فرد نسبت به ریاضیات دارد
۳-احساساتی مثل شادی از حل مسایل غیرعادی یا حظ ظاهری از استدلال و منطق ریاضی است
۳)مهارتهای ریاضی:
می توان گفت مهارتهایی است که حاصل آموزش ریاضی شامل انواع مختلف ذهنی و عملکردی و فرآیندی و ... است.
مهارتهای ریاضی مهم در چهار دسته طبقه بندی می شوند:
۱-مهارتهای ذهنی:
به توانایی و تفکر و تجسم اطلاق می شود و در آن دسته از فعالیتهای ریاضی که جنبه خلاقیت و ابداع و تجسم و... دارند بکار میرود(بکارگیری ذهن برای حل مسئله)
۲-مهارتهای عملکردی:
به توانایی تبدیل مهارت ذهنی به عمل یا رفتار گفته می شود (برای انجام چهار عمل اصلی کاربرد دارد)
۳-مهارتهای فرآیندی:
بر دانستن چگونگی انجام دادن فعالیتهای شناختی دلالت دارد (در رسم جدول و نمودار کاربرد دارد)
۴-مهارت موقعیتی:
به دانستن اینکه چه هنگام دانشهای مختلف اجرا می شوند ارتباط میابد و به تشخیص اهمیت انجام کار دلالت دارد.
اگر آموزش را بعنوان ابزار حفظ و انتقال و بالا رفتن سطح فرهنگ جامعه و مخاطبان تعریف کنیم از وظایف مهم معلم های ریاضی اینست که دستاوردهای عظیم تاریخ ریاضیات را از طزیق مدارس و کلاس های درس به نسل آینده انتقال دهند.معلم ریاضی با دانستن تاریخ ریاضیات براساس فعالیت دانش آموز می تواند طوری تدریس کند که دانش آموز در فرآیند حل مسئله یا اثبات یک قضیه قرار گرفته و تنها به راه حل اکتفا نکند با این روش کاری می کنیم که دانش آموز یا دانشجو مراحل مختلف حل مسئله را خودش انجام دهد.این کار باعث می شود دانش آموز به جای تکرار لفظی قضایا علم را نزد خود بازآفرینی کند تا اینکه به نتیجه مطلوب برسد و باید توجه داشته باشیم که تاریخ ریاضی فقط نقل روایتهای زنگی علمی دانشمندان نیست در گذشته دور سقراط نیز مسئله آموزش و تئوریهای یادگیری را مورد مطالعه قرار داده است و در روش خود (به روش "مامایی "معروف است) بیان می کند که آموزش باید طوری باشد که دانش آموز مفاهیم را بزاید و بنظر او معلم در این تولد نقش "ماما" را دارد.
در واقع با این روش تدریس را بطور جذابتر انجام داده ایم و دانش آموز با فکر خود مانند یک ریاضیدان شروع به اکتشاف می کند و درنتیجه مفاهیم را کمتر فراموش خواهدکرد و چه بسا بتواند مطالبی را با فکر خود بزاید که برای ما تازگی داشته باشد زیرا ریاضیات درحقیقت آفرینش آزادانه ذهن بدون هیچ محدودیتی بجز ماهیت خود ذهن است.
آموزش ریاضی لزوما آموزشی فعال است که در آن محصلین با راهنمایی معلمین خود به تجربه فعالیتهای فردی یا گروهی مشغول می شوند و تلاش می کنند تا ضمن فعالیتهای ریاضی به کشف مفاهیم و روابط مطلوب که توسط معلم طرح ریزی می شوند نائل شوند
نقش عمده یک معلم اینست که با توجه به مواد درسی مسائل عینی و ملموس را طرح کند تا از این راه محصلین را به بحث وادار کند تا محصلین خود به کاوش و تحقیق بپردازند و نتیجه حاصل توسط معلم و محصلین کنترل شود و در این روش اینگونه نیست که فقط معلم گوینده باشد و محصلین شنونده بلکه یادگیری رابطه ای متقابل تلقی می شود که بین محصلین و همچنین بین محصلین و معلم برقرار می شود از این راه یادگیری فعلیت یافته و استعدادهای بالقوه محصلین بالفعل و شکوفا گشته که این خود یکی از مهمترین اهداف هر سازمان و دستگاه آموزشی است.